Naghde Ketab 4تورکمن نیوز - یاشار نیازی: صبح روز گذشته جمعی از فعالین فرهنگی طی نشست و گردهمایی در انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث گنبد به نقد و بررسی رمان «وقت جنگ، دوتارت را کوک کن!» کتاب و اثر ماندگار نویسنده چیره دست ترکمن صحرا؛ یوسف قوجق پرداختند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی تورکمن نیوز، هادی خرمالی یکی از نویسندگان و فعالین فرهنگی حاضر در این جلسه از کتاب فوق نقدی نوشته‌ است که در ادامه می‌توانید مطالعه کنید.

 

تاریخ ترکمن، همواره با فراز و نشیب‌های  خود در ادوار گذشته‌، دوران سخت و جان گدازی را پشت سر گذاشته است  و آثار آن همه  ظلم مضاعف به این قوم، در فرهنگ و هنر ترکمن  ازجمله در نقوش قالی  و یا آهنگ حزن انگیز دوتار باخشی‌ها، انعکاس یافته و در تار و پود هر یک  از مایه‌های هنری، اوج  رنج  و مرارت‌ها را به نمایش گذارده است.

بعد از انقلاب نیز اکثر شعرا و نویسندگان  ترکمن  گره‌های  سوزناک  این اجحاف و نا برابری‌ها را در آثار خود به تصویر کشانده‌اند، از جمله  یکی از این نویسندگان  موفق استاد یوسف قوجق می‌باشند، که توانسته‌اند به عنوان یکی از نویسندگان برتر کشور شناخته شوند.

وی با خلق آثار متعدد، سعی در ارائه‌ی تصویری درست  از گذشته‌ی ترکمن‌ها در اذهان  عموم  داشته‌اند. رمان دوتارت را کوک کن نگاهی  با تعمّق به یک فاجعه‌ی انسانی  در تاریخ ترکمن  را دارد.

Dutarat

مقدمه‌ی کتاب بدون صاحب نام نویسنده در چند صفحه، اشاره‌ای مستند به این فاجعه را دارد. آقای قوجق کتاب را در37 فصل نوشته است. اولین فصل آن با مقدمه‌ای از طبیعت  ترکمن صحرا و با گفتگوی دو طرفه‌ی دو مأمورروس آغاز می‌شود.  در واقع کار عمده‌ی مقدمه،  آغاز داستان است و خواننده برای رویارویی با حادثه‌ی اصلی داستان  ذهن خود را آماده می‌کند.  در واقع در این فصل نویسنده  باید با ایجاد رغبت، ماجرای داستان  را آغاز کند  و با معرفی محیط داستان و با آهنگی ملایم کم کم  شخصیت‌های داستان را وارد ماجرا می‌کند و این فصل را استاد قوجق با مهارت خاص  خود توانسته است خواننده را همراه با انتظار پیش ببرد.

در ادامه‌ی ص 18با نمونه‌ای از این گفتگوی دو طرفه به خواننده کمک می‌کند که از طریق گفتگو از بطن داستان و موقعیت مکانی  رمان مطلع گردد. به خط کرد  رو به تپه. سرهمه‌ی تفنگ‌ها را چرخاند به سمت همان صدا، به سمت همان اسب و ..آتش.

استاد قوجق  با مهارت و هنر داستان‌نویسی این سوال در ذهن خوانندگان را درآخرین صفحات رمان 400 صفحه‌ای خودش  زیبا پاسخ می‌دهد که برای خواننده  همراه با دلسوزی به مردان و زنان غیور ترکمن، انتظاری خوشایند را به پایان  می‌رساند. هم چنین استفاده از دیالوگ هایی با سیر طبیعی ، خواننده  را با آداب و رسوم و حتی ازدانش مردان و زنانی که به یک مشت بیابان گردو غیر متمدن تلقی گردیده، آشنا می‌کند.

ص 22- نه قربان !به ما روس ها که زن نمی‌دهند اینها !زن که نمی‌دهند بماند، حتی نگاه  کردن  بیش از اندازه ، به زنهایشان هم خطرناکه خیلی. ص 24- یالدیراق یانیغی، یعنی لهیب یالدیراق، یالدیراق نام یه ستاره هس، می گن تابستان با طلوع اون ستاره شروع می شه . ص25 – داستان های منظوم هم دارندبه نام  صایاد همراه ،یوسف و احمد، شاه  صنم و غریب، گوراوغلی.  دوباره ازقول ماکسیم در ص 26می گوید: -این ها  که داشتند زندگی  شان را می کردند ما بودیم  و لشکر کشیدیم و آمدیم  بالاسرشان . دوتارش می شه عینو یه آدم ، زبان بازمی کنه، حرف می‌زنه، جیغ می‌کشه، ناله می‌کنه، می‌گه، می‌خنده.

از ص32 داستان بیشتر به معرفی شخصیت‌های فرعی درکنارشخصیت اصلی می پردازدو تا ص72 تقریبا"نویسنده تمام سعی خود را درمعرفی هرچه تمامتر یاش باخشی و یا یاشولی باخشی و الینه شدن  وی را با خاطرات  واقعه ی گوگ دفه به تصویر می کشدو دراین صفحات سنگینی داستان بر خواننده  احساس می شود. اما با پیرنگ  منطقی و حساب شده  و با گره هایی که درداستان ایجاد می شود با درایت  و استادی آقای قوجق داستان با سیر طبیعی  دربرآوردن  انتظاری خوشایند پیش می رود ، ایجاد کشمکش های آدمی با آدمی ، خواننده را به سمت نقطه ی اوج می‌کشاند.

ارتباط های منطقی بین فصلهای مختلف رمان نشان ازآن داردکه استاد قوجق  برای ثبت  وقایع این اثر داستانی ازمنابع تاریخی با حوصله و با تعمق سود جسته ، طوری آن را بیان کرده که  نه صددرصد تاریخ است و نه صددرصد داستان ،بلکه برشی از یک واقعه ی تاسف بار انسانی و با اسامی جدید داستانی ، اما با رخدادواقعی با اسناد تاریخی پیش رفته است، این ازتوان نویسنده  می باشد. در وصف رهبری این نبردنابرابر، آن چه که لیاقتش را دارد ،آورده است .-جماعت  درزبان باتیرخان  یعنی همه ی مردم ،یعنی  پیکری واحد ، و ازجنس  ساقه ی همان خوشه  هاست  که می تابندو طنابش می کنند و با افزودن دیالوگ های  درخور تحسین  دراین کتاب، ترکمن ها سرش میره ،اما زیر قولش نمی زنه !. مهارت استاد قوجق درنگارش دیالوگ ها و استفاده ازروش محاوره ای و کتابی و به کاربردن  دیالوگ ها درجای خود توسط اشخاصی که بیان می شود، آورده شده است و امروزه این نیازیک  داستان خوب و به واقع مردمی است .

ترجمه ی شعر گوراوغلی داغلار گوممرگوممرو یا وصف یاور درنزد ترکمن ها درص151و یا اطلاعات  خوب  ازروستاهای ترکمن  درص153و هم چنین معرفی مقام های موسیقی به اقوام دیگریکی از نکات  قوت و بارزاین رمان است . درص182 وصف تعداد اسب ها و با افرادی که شهید شده اند و یا دیالوگ ص266 ، نع .اینجوری نمی شه از مختومقلی بخوان ، ازگوراوغلی بخوان و...
داستان ازص279 ، فصل 22 رو به سمت اوج است و شتاب بیشتری می یابدو لحظه به لحظه تمام  صحنه ها با پیوستگی منسجم به این روند رو به جلو کمک می کنند . انتظارهم سو با این رشد با موانع موجود ازجمله خشم ، نفرت ، ناتوانی ، نا برابری ، و تلاش برای رسیدن به پیروزی با مقاومت برای حق خود، تنها مواردی است  که استاد قوجق  با پیوستی منطقی به خوبی کارکرده است. انتهای  رمان را  با دوتار و با یادآوری خاطرات و با فلاش بک و یا عقب گردی دوباره به 25 سال  قبل و نفرتی مداوم ازروس ها به اتمام می رساند . که به نویسنده باید دست مریزاد گفت.
اما ، انچه ازمطا لعه ی این کتاب  نکاتی را که به ذهن این حقیر خطورکرد، نه ازباب تذکربلکه فقط به عنوان یک پیشنهاد به دوست گرانقدرم آقای یوسف قوجق با شناختی که ازاین بزرگواردارم ، ایشان این موارد را نه به عنوان جبهه گیری درنوشته ها بلکه  اگر موجه  ی ذهن شان گردد ، خواهند پذیرفت .نگارش فصل 5 تا ص 79 ماخذ منابعی است  که با همان سبک تاریخی  ادامه می یابد که با سبک نگارش داستانی آقای قوجق متفاوت است وهم چنین آوردن شخصیت دیگر درکنارباتیرخان ،که بعدها شخصیت اصلی رمان می شود پسر 13 ساله ای است  بی نام و نشان و چنین وصف می کند .- بین آلاچیق های  نیمه سوخته  و جسد های تیرخورده  و آغلی که داخلش هیچ جنبنده ای نبود، به اطرافش نگاه می کرد و به دنبال دوتارش می گشت .

هیچ انسان عاقل یا حتی دیوانه  به قول خودش  درچنین شرایط حاد و وحشتناک  دنبال  دوتار نمی گردد و این معقول نیست .گرچه  درادامه ی همان صفحات  همراه با تخیل پسر 13 ساله در یافتن پدرو مادرش آورده است.ممکن است منظورازاین اوصاف اهمیت  دوتارباشد و این اهمییت درصفحات دیگر به جا آمده است . در ص 115 چرا اصلا" یادم نیست قیافه شان چه شکلی بوده اند .، دراین جا برای دلداری یاش بخشی می توانست دوتاررا مطرح کند.  بازی یوزیک ، همان  گل و پوچ  درص 125 ، 126 و ادامه درص134، نه نه ، من  کمی اشتباه کردم .

یعنی کمی فریب خوردم . گولم زدند، تکرار این مطالب درص131 ، بزرگ جلوه دادن  یک بازی  و سرگرمی درشبهای عروسی می توانست درحد یک معرفی اشاره کند .اشعارص136، 137 ترجمه اش بیشتر دقت می شد و بهترازاین می توانست ترجمه کند.  ص 139 دسته علفی مخصوص  قوچ ، که جلودار و سر دسته  ی گله بود ،همانی که هرجا می رفت  گله هم دنبالش  راه می افتاد ، بودنش  توی گله ، خیال همه راحت بود ، توی صحرا  چوپان با خیال راحت می خوابید . اطلاعات  از طرف نویسنده ، نیاز به بازنگری دارد . ص141 ، همه ی  آن ها  ازکاروان جا مانده اند و حالا نشسته اند و چانه ها گرم است و چه کنیم ، چه کنیم  می‌کنند،  یا درجای جای داستان  حسا ب نشده  توسط یاش باخشی دوتار نواخته می‌شود، نمی‌دانم منظور استاد قوجق  از این نواختن  سازها  فقط معرفی دوتار و اهمیت آن است و بس.

باز یاش بخشی در هنگام عزا  و درمصیبت عظما که اجساد شهدا روی زمین  مقابل جمع ایستاده،   دنبال دوتار می‌رود تا ساز بزند. استاد قوجق اکثرا" در رمان می‌خواهد یاش باخشی را به عنوان شخصیت متمایز رمانش پر رنگ ترکند، آن هم با دوتار و آهنگش ، چرا اورا با غم ها ، مرارت ها ی زندگی  آشنا نمی‌کند و یا با ماجرای داستانش که بسیار روان پیش می رود ، همگام نمی شود و این خلاء را درص190 با بیان مرگ و زندگی، یاش بخشی را  از زبان محلی ها  وارد این  تلخ کامی می کند و این از ضرورت  داستان است.

ص211معنی  جملات  روسی در پاورقی آمده و برعکس معنی جملات ترکمنی درمتن داستان است . یا عرق خوری  یا مشروب را به آب بد بوتعبیر کرده و برای ترکمن ها  چیزی غریب و نا آشنا نشان داده است . درصورتی که مشروب خوری اغلب با انسان‌ها درجوامع مختلف از دیر باز بوده است و یا درص322، این بار برای آوردن عروس، کسی نگران این نبود که  برای آوردن  عروس ، کارون  ازقلعه برود بیرون .ص363عروس بزرگ  باتیر خان  که بار شیشه داشت  و شوهرش دایان در کاروان  کجاوه  شهید شده بود ، پسری  به دنیا آورد . ص385 برای تیلکیچی باخش طلب آمرزش می کردند، نا گهان  وقایع بعد ازاین را نمی توان  چنان که بود ، شرح داد .وضعیتی که درهمان لحظه  اتفاق افتاد، خیلی غریب بود.  در این توضیح دخالت نویسنده  برای خواننده مشهود است . درصورتی  که حتم دارم  آقای قوجق بیشترازاین  و با ظرافت  خاص  می توانست  این وقایع ناگوار را درتارو پود رمانش نشان دهد.
درانتهای این رمان ، جا داشت   استاد قوجق  به خاطر ذکر یک واقعیت تاریخی و یا فاجعه ی انسانی  از سرداران گوگ دفه  نام  می برد.هم چنان که منابع  استفاده شده را نام برده اند و این ازنقاط قوت  رمان است .
در خاتمه، به سهم خود از آقای یوسف قوجق که به تمامی سؤالات و انتقاداتم با آرامش و متنانت پاسخ‌گو بودند همچنین به خاطر خلق چنین رمان زیبایی که برگی از واقعیت‌هایی که در تاریخ  ترکمن  مملو از رنج‌ها و مرارت‌هاست و به معرفی چهره‌ی واقعی از  این دلاورمردان  به دیگر اقوام ایرانی کمک شایانی کرده است، سپاس و قدردانی خود را اعلام می‌دارم.                                                                         

هادی خرمالی

23 آذرماه 1394

 

 

 

مطالب مرتبط:

کمک خیرین گنبدی افزون بر 220 میلیون ریال به جشن عاطفه‌ها

فرماندار ویژه گنبدکاووس: شوراها از حاشیه سیاسی و سیاسی کاری

افزایش 6 نفر به آمار حاجیان مفقود شده ترکمن در حادثه منا

وضعیت نامناسب آسفالت برخی خیابان‎ها و معابر گمیشان/ شهردار گ

مرخصی استعلاجی امید کوکبی/ آخرین اخبار از بازگشت نخبه ایرانی

۷ زلزله گلی‌داغ را لرزاند

دیدگاه‌ها  

+3 #4 درود بر حافظ فرهنگ و ادب ترکمنهای ایراننظری 1394-09-26 19:08
بار اولم بود که استاد قوجق را می دیدم، هر چند اسمش و نام کارهایشان را زیاد شنیده بودم. بیشتر از همه، از فروتنی، عدم غرور، خاکی بودن و صبوریت و متانت ایشان خیلی خوشم آمد. او با اینکه بیش از 30 کناب درخور توجه در حوزه داستان و ادبیات دارد، اما هیچوقت در صحبتهایش به داشتن آن همه کتاب غره نشد و به زبان سلیس ترکمنی صحبت کرد که این هم یکی از ویژگیهای او بود. ترکمنهایی که به اندازه یک سوم او کارهایی انجام داده اند، حتی عارشان میاید به ترکمنی صحبت کنند اما استاد قوجق به زبان سلیس ترکمنی صحبت کرد و صحبتهایش دلنشین بود. با اینکه ایشان این همه تالیفات دارند و جوایز مهمی را هم در سطح ملی گرفته اند، چرا تابحال از سوی مسولین استان و شهر معرفی نشده اند تا الگوی خوبی برای دیگران باشد؟!
+4 #3 تشکرامان محمد قمری 1394-09-17 10:16
با سلام
قبل از هرچیز از اینکه به عنوان یک جوان ترکمن افتخار آشنایی با استاد یوسف قوجق را داشتم به خودم میبالم و از استاد هادی خرمالی واستاد یوسف طبری که این امکان را فراهم نمودند از صمیم قلبم تشکر میکنم
در مورد این اثر به عنوان یک خواننده جوان ترکمن میتوانم این را بگویم که هنگام حضور در جلسه نقدو شنیدن نقد اساتید گرامی این حس در من ایجاد شد که هرچه زودتر این کتاب را بخوانم چون به نظر بنده داستان رشادت اجداد ما هنگام مواجه شدن با بیرحمانه ترین تجاوزات تاریخ ترکمن می باشد که نویسنده با ظرافت زیبایی و بهره جستن از فرهنگ ترکمن و استفاده از نام زیبای (دوتار) برای عنوان کتاب که ریشه در خون ترکمن ها دارد،این واقعه تاریخی که بقول نویسندگان بزرگ ایران (در این جنگ داستان طوری بیان شده که در انتها ترکمن ها پیروز شده اند)، را طوری به تصویر کشده اند که خواننده را مجذوب خود می کند.
نقد استاد خرمالی این تصور را در ذهن حقیر ایجاد نمود که در این داستان تاریخی ترکمن ها همان فرهنگ عامه پسند(مهمان نوازی،رحم و مروت،وفای به عهد و قول و ..)با ظرافت خاصی گنجانده شده که بنده را برای خواندن این کتاب مشتاق تر می کند.
استفاده از دوتار ترکمن و نواختن شاز به هنگام غم و اندوه شخصیت اصلی داستان نیز به نظر بنده یکی از زیباترین و پر احساس ترین قسمت داستان می باشد و اینکه انسان به هنگام غم دنبال مونس خود که همان دوتار ترکمن میگردد،(به جای جنگ و ...)نشان ازاحساس رحم و مروت شخصیت داستان دارد وبه نظر بنده استاد عزیز این پیغام را به زیبایی رسانیده اند که هرچند از نبرد و رشادت های اجداد ما زمان زیادی گذشته است اما استاد یوسف قوجق با آوردن ذوتار و موسیقی که هیچگاه از ذهن انسان ها و بالاخص ترکمن ها که با دوتار و سازدوتار انس گرفته اند، واقعه گوگ تپه را تا ابد در بین ترکمن ها زنده نگه داشته است.
در انتها از استاد یوسف قوجق که با متانت و آرامش خاصی به نظر ها و نقدهای اساتید هم زبانم گوش فراداده و به آنها با آرامش خاصی پاسخ دادند تشکر میکنم
امیدوارم دست پرتوان و ذهن پویای استاد یوسف قوجق همواره داستانها و وقایع قوم ترکمن را به زیبایی، به رشته تحریر درآورده تا جوانان ترکمن با تاریخ و فرهنگ اقوام خود هرچه بیشتر آشنا گردند.
+4 #2 نظرهادی خرمالی 1394-09-15 21:26
ازبابت توضیحات با حوصله آقای یوسف قوجق دررابطه با کتاب دوتارت کوک کن ,درجلسه سیزده آذر جمعه متشکرم.پاسخ با حوصله وی نشان درایت وبژرگواری استاد قوجق بود.ممنونم .خرمالی
+3 #1 نظرکاربر 1394-09-15 08:51
درنشست روزجمعه سیزده ابان ازپاسخ های متین وباحوصله ی اقای قوجق قدردانی گردید.

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می‌باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند.
نظرات منتشر شده مخاطبین به منزله تایید یا رد آن توسط تورکمن‌نیوز نیست و تنها در جهت رعایت حقوق نظر دهندگان انتشار می‌یابد.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Daevat Be Hamkari

shams01

آخرین خبرها

دعوت به همکاری

Hamkari Daevat02

Agahi Paziresh

bazar banner2

Banner ArzanSara

Banner001

Irandokht

Berenj Jahed

bamdad3

English Lerner

Type Daneshjoei2

 Amlak istanbul

 

NewsGonbad Log

 

Kanal Telgeram