Kargarتورکمن نیوز - یادداشت‌ها: واقعا چه رنجی را تحمل می‌کنند این قشرمحروم و خانواده‌هایشان وما همیشه فقط شعار انساندوستی و برادری می‌دهیم.

مهربانی را وقتی آموختم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی اش سیاه کشید
تا پدر کارگرش زیر نور آن نسوزد

 

می‌گویند روز 11اردیبهشت روز جهانی کارگر است ایامی که همه آنرا با روز معلم به یاد داریم  و کمتر کسی آنرا با این عنوان می‌شناسد و کارگران این قشرشریف و زحمت کش جامعه که زیر بنایی ترین مفهوم زندگی انسان را خلق میکنند . اندیشه و بازوانی که صادقانه در مسیر عزت و آبادانی کشور میتوانند یک ملت را به اوج برسانند.

بزرگمردانی که مظهر اقتدار وازخودگذشتگی اند وهمچون کوههایی استوار در جنس انسانیت هستند.
 ولی با تاسف میگویم  این زحمت کشان و عاشقان خدمت هرگز، آنگونه که باید و شاید اکرام نمیشوند و حتی در روزی که برای بزرگداشت شآن و مقام ایشان نامگذاری شده  مسرور و با نشاط نیستند ! چگونه میتوانند مسرور باشند وقتی در آمدشان  با هزینه خانواده  همخوانی ندارد و مدام  در فکر حل معادله چند مجهولی عدم تعادل درآمد و هزینه هستند . این روزها و شاید عیدهای ملی و مذهبی هم برای آنها  لذتی نخواهد داشت وخاطره ی شیرینی نخواهد ساخت .زیرا از قدیم الایام گفته اند آنجا خوش است که دل خوش باشد . به قول سهراب سپهری باید پرسید : دل خوش سیری چند ؟ کرامت واقعی یک کارگر زمانی حاصل میشود که هشتش در گرو نه نباشد .
واقعا چه سخت و تلخ است حکایت زندگی این عزیزان که صبح تا شب سخت ترین شرایط و خطرات را به جان میخرند ودرد ورنج را همزمان تحمل میکنند . اما با همه ی این مشقت‌ها  شبانگاه  با دست‌مزدی به خانه برمی‌گردند که حتی کفاف سفره خالیشان را هم نمی‌کند !!!و تنها چیزی که  هربار بیشتر از شب گذشته همراه خود میبرند خستگی و شرمندگی است . و چه میشود تکلیف خانواده هایی که نون  بازوی پدری را میخورند که دیگر بازوانش فرسوده ودستانش ناتوان شده .وقدرت پیشین را ندارد؟؟؟ در اینجای نوشته ام می‌خواهم برگی باز کنم از رنجنامه ی دخترکارگری که با عجله ، شوق بزرگ شدن دارد تا باری از دوش پدر بردارد و مرهم دستان پینه بسته اش باشد .
دخترکی که روزی وقتی  همه ی دانش آموزان برای معلم خود هدیه میخریدند ،گوشه ی حیاط همراه عروسکش چشم انتظار بابای گارگرش بود، شوق دخترک شوق دیگری بود شوق دوباره دیدن بابا در غروب و چه غروب هایی که چشمان دخترکان و کودکان تا نیمه های شب خیره به در می‌ماند. وبابا ها همچنان مثل بقیه غروب ها دیر به خانه می‌آمدند.
اگر دخترک می‌دانست که امروز روزکارگر است، روزی که گوشه ی حیاط منتظر صدای گامهای خسته پدر از کوچه بود و برای عروسکش از رویاهای قشنگش حرف می‌زد و قصه ی شنگول و منگول را تعریف می‌کرد.

از غُصه‌ی خود می‌گفت و از قصه ی پدر ، از قهرمانی های مردی که از سر صبح تا نیمه های شب به عشق دخترک گرمای تابستان و سرمای زمستان را به جان میخرید تا او همیشه سربلند و شادمان زندگی کند ، قصه از دخترکی میگفت که شبها را تا دیر وقت بیدار میماند وچشمان خواب آلوده اش را به زور به در میدوخت تا پدر قهرمانش در را باز کند، در آغوش او بپرد ودر گوشش آهسته بپرسد: بابا برام چی آوردی ؟.... قصه از شبهایی میگفت که دخترک منتظر و ناامید از آمدن پدر غرق در آرزوهای کودکانه به خواب میرفت و پدر دم دمای صبح می آمد و آرام پیشانی دخترک را میبوسید و آهسته میگفت : عزیزکم منو ببخش مجبور بودم اضافه کاری بگیرم ...... قصه از زانوان مادری میگفت که سنگ صبور دخترک بود و او هرشب به یاد زانوان پدر سر بر پای مادر به خواب میرفت . پدری که غم نان زانوهایش را سست و کمرش را خم کرده بود .دخترک هرروز در دفتر نقاشی اش تصویری ازدرد و رنج  با با را میکشد بابا یی که میان شکسته های دلش غمی اندازه فلک دارد . دخترک گاهی کودکانه از مادر می‌پرسد: مامان دستان پدرت خالیست یعنی چه ؟ و مادر بغض کنان آرام زیر لب می‌گوید: دستان پدرخالی نیست بلکه پر از ترک وپینه است ، اگر هم خالیست در عوض دلی پر از اندوه دارد.
واقعا چه رنجی را تحمل میکنند این قشرمحروم و خانواده هایشان وما همیشه فقط شعار انساندوستی و برادری میدهیم. باورکنید با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود . بیایید از تعارف کم کنیم و بیندیشم چگونه دلخوشی این کودکان را فراهم کنیم و باری از دوش این عزیزان برداریم تا بتوانیم به این روزها و مناسبتها معنا و محتوایی خاص ببخشیم واحترامی در خور شآن وجایگاه  اجتماعی به ایشان بدهیم ، البته همه ی اینها باید در عمل باشد نه  فقط شعار و سخن ، چون انسان همواره از احترام لذت برده و ارضا میگردد و حتی بعضی دردها  و کمبودهای زندگی را هم با آن به فراموشی می‌سپارد. البته بهمراه  پاداش مادی، تا درکنار این اکرام، زندگیشان هم تامین باشد. درست است که همه چیز پول نیست ولی باید پذیرفت که به عنوان وسیله‌ای ازوسایل زندگی خیلی از مشکلات را حل می‌کند روز واقعی کارگر آن روزی خواهد بود که احترامش در اوج، جایگاهش استوار و زندگی‌اش خالی از دغدغه باشد.  
توان دستان پینه بسته و سخاوت پیشه ات را  می‌ستاییم و عرق جبین ات را پاس می‌داریم و بر چهره‌ی سوخته‌ات بوسه‌ی محبت می‌زنیم.   

عایشه آورند – روستای آجی قاوشان       

 

مطالب مرتبط:

۴۰ نماینده به تعداد نمایندگان مجلس اضافه می‌شود/ هفته آینده

شریف نافعی: حقوق کارگران نباید پایمال شود

آغاز هفته پنجم تمرینات تیم ملی ایران

هفته نهم، هفتمین باخت والیبال گنبدکاووس/تیم هاوش شباهتی به ت

۹۰ درصد کارگران ساختمانی در گنبدکاووس کارت مهارت ندارند

برگزاری هفته شانزدهم کورس اسبدوانی پاییزه گنبد

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می‌باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند.
نظرات منتشر شده مخاطبین به منزله تایید یا رد آن توسط تورکمن‌نیوز نیست و تنها در جهت رعایت حقوق نظر دهندگان انتشار می‌یابد.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Daevat Be Hamkari

shams01

آخرین خبرها

دعوت به همکاری

Hamkari Daevat02

Agahi Paziresh

bazar banner2

Banner001

Berenj Jahed

 

 

 

 

 

 

 

Kanal Telgeram