خاطراتیادداشت - ترکمن‌نیوز: اینها را می‌گفت و مدام اشک می‌ریخت؛ بای ذنب قتلت.

سال ۱۳۸۹ بود و‌ مدتی به مراسم عروسی تک پسرش مانده بود. شور را در چشمان مادر می‌دیدم،  از اینکه بعد از ده سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان شکست نخورده بود و‌ حالا می‌توانست در مراسم ازدواج‌ فرزندش از ته دل مادرانگی کند.
جمله‌های آنروزهای مادر دلم را می‌لرزاند.
برای مردها مادر معنای عجیبی دارد تلفیقی از عشق و رنج و مظلومیت.
نگاه در نگاه فرزند دوخته بود و خداوند را شکر می‌کرد که توانسته بود داماد شدن فرزند را ببیند.
راستی پسرم؟! هیچ وقت فکر نمی‌کردم سرطان به من امان دهد تا داماد شدن تو را ببینم‌.
حالا یک آرزو بیشتر ندارم‌ که فرزند تو را ببینم.
اینها را می‌گفت و مدام اشک می‌ریخت. بای ذنب قتلت.؟؟
هنوز نگاه مهربان و حیرت زده مادر در جلو چشمانش رژه می‌رود، چه کسی او را کشت؟؟؟
بی‌تفاوتی من؟؟
یا جهل دوستانم؟؟
یا آن‌ مرد که دنیا را بازیچه لفاظی‌های کودکانه خود کرده بود و تحریم‌ها را کاغذ پاره می‌دانست یا آن تفکری که مدام بر طبل جنگ و‌ بحران و آشتی ناپذیری می‌کوفت مادر را از من گرفت...
داروها کمیاب شد. مادر که ده سال توانسته بود با مصرف داروهای اصلی و گران ، ‌بیماریش را کنترل کند از پا درآمد.
ناگهان‌ همه‌ چیز در هم پیچید دیگر در بازار اثری از آن داروها نبود ما در تحریم بودیم و جهان به ما و رجز خوانی‌های ما پشت کرده بود.
آخر گناه‌ مادر چه‌ بود، مرد بی انصاف؟
آری به چشم برهم زدنی پرپر شدنش را دیدیم... مصرف داروهای تقلبی و بی‌خاصیت هندی که‌ معلوم نبود از کدام‌ جهنم دره‌ای وارد کشور می‌شد سبب تکثیر و‌ هجوم سلول‌های سرطانی در تمام‌ وجود مادر شد.
مانند سلول‌های سرطانی جهل و فراموشی که تمام جامعه را در خود فرو برده بود.
به راستی  که ما عجب مردم فراموش کاری هستیم تا دردی را خودمان لمس نکنیم باورش نمی‌کنیم.
روزی بر مزار مادر نشسته بودم و به او‌ گفتم؛ خبرت هست که آن مرد رفت؟؟
خبرت هست که داروهای اصل دوباره در بازار پر شد؟
خبرت هست که مادرهای بسیاری هستند که داماد شدن فرزند را خواهند دید؟!
اما نتوانستم بگویم‌که مادر خبرت هست که باز هم گروهی از تبار آن مرد آمده‌اند تا ما را با وعده‌های پوچ و دروغین در خواب کنند.
خبرت هست‌ که‌ ما، در تب تند فراموشی و‌ سندروم مهلک حافظه کوتاه تاریخی می‌سوزیم...
آمده‌اند تا باز هم‌ مادری را از فرزند بگیرند...
آخرین نگاه تلخ و غم آلود مادر را هرگز فراموش نخواهم کرد آن نگاه پر از مهری که سراسر شوق زندگی بود...
چیزی که امروز سبب غفران و آرامش روح او ‌خواهد تلاش برای آگاهی مردن جامعه و جلوگیری از تکرار این دردنامه‌ها  و رنج‌نامه خواهد بود.
بخشی از جامعه  فقیر و مستضعف رنج‌های بزرگی دارند که دلیلش را نمی‌دانند.
دلخوش می‌شوند به وعده‌ها و صدقه‌های ناچیز و بعضا از این بابت سپاسگذار هستند.

اما در واقع نمی‌دانند‌ دلیل تمام رنجهایشان همین افراد مردم فریب و صدقه پرداز هستند.

برگرفته از خاطرات یک شهروند

✍احسان قنواتی

مطالب مرتبط:

مسکو توانست موضوع تحویل اس-300 به تهران را از طریق مذاکره حل

حوزه مشاوران جوان فرمانداری ویژه طرح توسعه شهرستان را بررسی

دو زمین‌لرزه بیش از سه ریشتری مراوه‌تپه در گلستان را لرزاند

انعکاس خدمات دولت، امید را در مردم زنده نگه می‌دارد

بیشترین حقوق را چه کسانی می‌گیرند

سریالی که دیگر "در حاشیه" نیست/ 12 پرونده جنجالی اشتباهات پز

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می‌باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند.
نظرات منتشر شده مخاطبین به منزله تایید یا رد آن توسط تورکمن‌نیوز نیست و تنها در جهت رعایت حقوق نظر دهندگان انتشار می‌یابد.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Daevat Be Hamkari

shams01

آخرین خبرها

دعوت به همکاری

Hamkari Daevat02

Agahi Paziresh

bazar banner2

Banner ArzanSara

Banner001

Irandokht

Berenj Jahed

bamdad3

English Lerner

Type Daneshjoei2

 Amlak istanbul

 

NewsGonbad Log

 

Kanal Telgeram