Moiin-Karimeddinتورکمن نیوز به گزارش مهر: معین کریم الدینی از اینکه پژوهش فیلمی مثل «آتلان» پوست فیلمساز را می کند ولی به چشم نمی‌آید و همچنین از جایگاه اسب در ترکمن‌ صحرا سخن گفت.

«آتلان» ساخته معین کریم الدینی توانست در جشنواره سی و سوم فیلم فجر جایزه بهترین فیلم مستند را دریافت کند.

«آتلان» از تولیدات مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است که از ۲۵ اسفندماه به اکران نوروزی گروه «هنر و تجربه» در سینماهای آزادی، خانه هنرمندان ایران، پردیس سینمایی کوروش، موزه سینما، پردیس سینمایی هویزه مشهد، سینما سوره اصفهان و پردیس سینمایی پرشین کرج درآمد.

در مستند «آتلان» که روایت و ساختار متفاوتی نسبت به مستندهای معمول دارد، دوره ای از زندگی علی گوگ نژاد مربی اسب به تصویر کشیده می شود که از فراز و فرودهای زندگی وی و همچنین تلاش برای پیروزی اسب هایش می گوید.

«ایلحان» یکی از این اسب های ترکمن قهرمان است؛ اسبی که در چندین دوره قهرمان کورس اسب دوانی بوده است و حالا این مربی جوان در ادامه قهرمانی های این اسب و همچنین اسب هایی دیگر تلاش دارد تا با جایزه هایی که بدست می آورد هزینه ازدواج خود را فراهم کند، ازدواجی که هر بار به تاخیر می افتد.

 به بهانه اکران نوروزی «آتلان» گفتگویی با معین کریم الدینی کارگردان این فیلم در خبرگزاری مهر صورت گرفت.

در قسمت اول این گفتگو معین کریم الدینی بیان کرد که حضور کارگردان در این فیلم پررنگ است و علی رغم اینکه بعضی منتقدان از او خواسته اند تا پلان های کِرین فیلمش را برای حضور در جشنواره‌های خارجی دربیاورد این کار را نخواهد کرد.

در قسمت دوم نیز کریم الدینی از اینکه فیلمش پژوهش‌محور است و پژوهش فیلمی مثل «آتلان» پوست فیلمساز را می کند ولی به چشم نمی آید سخن گفت.

 

*یکی از ویژگی های مستند «آتلان» بیان نرم و راحت آن است و اینکه شخصیت ها به شکل رسمی و متداول در برابر دوربین ظاهر نمی شوند. ارتباط شما به عنوان کارگردان با علی گوگ نژاد شخصیت اصلی مستند «آتلان» و دیگر شخصیت های فیلم به چه نحو بود و شما در هدایت آنها چه چیزی از آنها خواستید؟

- من با علی گوگ‌نژاد خیلی دوست شدم و هنوز هم با او دوستم. رابطه من و علی بسیار خوب برقرار شد و ما با هم زندگی کردیم. علی کار خودش را می کرد و من کار خودم را انجام می دادم. البته این شرط هر دوی ما بود. علی، خوجه حاجی و دیگر شخصیت های این فیلم تنها یک شرط داشتند و آن این بود که خللی در روند کاری آنها ایجاد نشود.

اتقاق هایی که شما در این فیلم شاهدشان هستید زاییده تخیل من نیستند و واقعی‌اند. صحنه دعا خواندن را به خاطر بیاورید. زمانی که این اتفاق افتاد من برای فیلمبرداری و ثبت آن حضور نداشتم، اما دوست داشتم این صحنه را داشته باشم. زمانی که با گروه این مساله را مطرح کردم به من گفتند خیلی راحت می توان این صحنه را بازسازی کرد، اما من دوست نداشتم که کسی نقش دعاخوان را بازی کند و به خانواده گوگ‌نژاد گفتم اگر یکبار دیگر چنین اتفاقی افتاد به من اطلاع دهند تا من هم آن را ثبت کنم و این اتفاق افتاد و ما توانستیم ثبتش کنیم. این سکانس برای من خیلی مهم بود، اما قبول نکردم که آن را بازسازی کنیم.

 

*البته این سکانس برای مخاطب باورپذیر است چون المان های دیگری هم در این مستند با این مضمون دیده می شود. مثل زمانیکه برای خوب شدن حال ایلحان برایش بخور گندم درست می کنند.

- این مثال را زدم تا بگویم من حتی از علی نخواستم که با اسبش کلنجار برود تا بتوانم واکنش خاصی را در فیلم خود بیاورم. ما سکانسی در فیلم داشتیم که من تصمیم گرفتم یک پلان اُورهد به وسیله کرین از علی بگیرم. در این سکانس یک دوربین پایین بود و علی داشت با ایلحان کار می کرد و بعد یکباره ایلحان علی را زیر گرفت و بعد در همان صحنه کار به جایی کشید که با اسب دیگری هم دعوا کرد، این یک اتفاق مستند بود و من از آن در راستای داستان فیلم استفاده کردم.

 

*علی در این فیلم مونولوگ های زیادی دارد که هم فضای دنیای او را برای مخاطب توصیف می کند و هم گاهی مخاطب را به فکر فرو می برد که چقدر اندیشمندانه دنیای پیرامونش را بررسی می کند. چقدر نظر خود علی را در مونولوگ ها می پرسیدید؟

- من درباره این کار خیلی با علی حرف می زدم و بسیاری از جملات او را ضبط و یا یادداشت می کردم. در فیلم مستند شما تا آخرین پلان هایی که می گیرید دایم در حال پژوهش هستید و من هم تا مرحله پایانی فیلم با علی صحبت می کردم تا بتوانم ادبیات مونولوگ ها و فیلم را با شخصیت علی منطبق کنم. باید بگویم که مونولوگ های علی حرف های خودش بود. جهان بینی و دغدغه های خودش بود که با ادبیات روایت فیلم منطبق شده بود و قطعا نقش من به عنوان کارگردان و نویسنده در این انطباقی که قرار است بین ادبیات علی و ادبیات فیلم اتفاق بیفتد انکارناپذیر است.

 

*«آتلان» نوعی نگاه اسطوره ای به اسب دارد نگاهی که بیش از یک حیوان طبیعی اسب را می بیند و حتی آن را عضوی از خانواده نشان می دهد. خود شما چقدر به اسب علاقه دارید؟

- من هنوز اسب سواری حتی به شکل نیمه حرفه ای هم بلد نیستم اما انرژی عجیبی از این حیوان می گیرم و هروقت به آن نزدیک می شوم احساس عجیبی نسبت به آن پیدا می کنم. اسب حیوان عجیبی است. اسب ها حس عجیبی دارند. شما می توانید درد و شادی را از چشمانشان حس کنید.

ببینید معمولا رابطه عاطفی که بین انسان و حیوان برقرار می شود رابطه عمیق و عجیبی است. به دلیل اینکه در این رابطه، انسان عاطفه و عشقش را درگیر موجودی می کند که از او توقع پاسخ گویی در عشق ورزی ندارد. در واقع عشقی بی توقع و بی چشم داشت بوجود می آید و شما در ترکمن صحرا این رابطه را خیلی خیلی زیاد می بیبنید.

اما اسب در ترکمن صحرا داستان جدا و خاصی داردو اسب در ترکمن صحرا پدیده ای است که به نظرم در هیچ کجای دیگر دنیا تکرار نمی شود. این حیوان در چرخه اقتصادی، عاطفه و حتی پیشرفت اجتماعی یک خانوده تاثیرگذار می شود. شما لحظاتی را می بینید که علی در فیلم ایلحان را تنبیه می کند، با او قهر می کند، با او شادی  کرده و خیلی وقت ها سر در گوشش نجوا می کند. این رابطه چند بعدی انگار برای این جغرافیا تعریف شده است. من داستان های زیادی از رابطه یک اسب و مربی و یا صاحبش شنیدم. داستان هایی که در تمام آنها رابطه ای عاطفی و سانتی مانتال از انسان و حیوان به نمایش گذاشته شده اما اینجا شما یک رابطه چند بعدی از اسب و انسان را می بینید.

 

*دیالوگ جالبی در این فیلم بیان می شود و آن این است که خوجه حاجی بعد از فروش ایلحان می گوید که «ایلحان اسب یتیمی بود و با فروش آن برکت از زندگی شما می رود.»

- بله و این واقعا اعتقاد او بود. خوجه حاجی این جمله را زمانی بیان کرده بود که دوربین من وجود نداشت بنابراین مجبور شدم این جمله را در مونولوگ فیلم بگنجانم. به هرحال من در عین اینکه سعی کردم یک ساختار سینمایی در فیلم خود داشته باشم به بسیاری از اصول سینمای مستند پایبند بودم و حتی حاضر نشدم این صحنه را بازسازی کنم.

 

*یعنی تمام این فیلم از جمله ازدواج علی و فروش اسب و بازگشت دوباره به سمت ایلحان واقعیت داشت؟

- بله علی ایلحان را ۱۲ میلیون فروخت و با آن ازدواج کرد و اطلاعی ندارم که چه بخشی از این مبلغ را هزینه کرد. البته این را بگویم که ازدواج علی فقط به موفقیت ایلحان در کورس ارتباطی نداشت، عروسی به مجموعه ای از اسب ها و موفقیت این مربی بستگی داشت. او در قسمتی از فیلم بیان می کند که با این وضعیت ایلحان باید بتوانم از باقی اسب ها پولی ببرم وگرنه عروسی باز هم عقب خواهد افتاد.

رابطه اسب و صاحبش پارادوکسی است که گاه بیرحم می شود و گاه احساسی می شود و گاهی هم روی غریزه پیش می رود و من سعی کردم همه وجوه این ارتباط در این فیلم نمود داشته باشد.

 اما درباره نگاه اسطوره ای که گفتید، خوشحالم که این عبارت را می شنوم چون واقعا سعی کردم چنین اتفاقی رخ دهد. اسب در این فیلم یک حیوان معمولی نیست. در این فیلم با اسب در لحظاتی با خشونت برخورد می شود و برعکس در شرایطی دیگر لحظاتی عاشقانه بین اسب و صاحبش به وجود می آید. زمانی روی آن قمار می شود و در زمانی دیگر تبدیل به یک سرمایه می شود برای رفع مایحتاج اولیه یک زندگی. همه این اتفاقات با هم رخ می دهد و من اگر می خواستم، می توانستم این برخوردها را کنار بگذارم و از اسب تنها یک حیوان زیبا نشان دهم که مربی برایش جانش را هم می دهد.

 

*با توجه به آنچه که در این فیلم دیده می شود می توان نتیجه گرفت که تنها محتوای فیلم مستند است؟

- فرم هم مستند بود.

 

*به هرحال در قسمت هایی از فیلمبرداری سینمایی، دکوپاژ و... استفاده کردید و به قول خودتان نخواستید دوربین تکان بخورد.

- نه به نظرم این فیلم یک مستند کامل است.

 

*یعنی عنوان مستند داستانی را قبول ندارید؟

- به هرحال این فیلم در طبقه بندی مستندهای داستانی قرار می گیرد چون روایتی داستانی را پیش می برد اما برای بسیاری این ذهنیت پیش می آید که وقتی می گویید مستند داستانی منظورتان فقط بازسازی است. یعنی کارگردان به شخصیت بگوید از کدام قسمت وارد شود چه کاری انجام بدهد و یا صحبتش را چگونه شروع کند که این اتفاق در این فیلم نیفتاد. جز بعضی از پلان های کلی که در ساختار فیلم قرار می گرفت و نه در روایت فیلم، مثلا من از علی می خواستم مسیری را با اسب برود.

یادتان باشد محور این فیلم تخیل فیلمساز نیست. محور این فیلم اتفاق هایی است که در دنیای واقعی می افتد و فیلمساز در بسیاری  از این اتفاق ها نمی تواند دخل و تصرف کند. اما جایگاه فیلمساز فقط ثبت واقعه هم نیست و سعی می کند رد پای تالیفش را در فیلم بگذارد.

 

*مثل پلانی که هر دو به دریا می روند؟

- مثال خوبی زدید. ببینید در سکانس میانکاله دریا عنصر اصلی جغرافیاست. همه چیز بر اساس عنصر دریا شکل گرفته است، معماری، شغل آدم ها، روابط و آداب سنتی و بالاخره شیوه مربیگری اسب توسط مربی که آنجا زندگی می کند. من سعی کردم این موضوع را در لایه های پنهان فیلم نمایش دهم. در ترکمن صحرا علی اسبش را در یک دشت بی انتها تمرین می دهد و در میانکاله آن مربی اسبش را هر روز در دریا تمرین می دهد. این موضوع برای علی که آن جغرافیا را ندیده خیلی تازگی دارد. علی وقتی وارد آنجا شد و دید که نقی چطور اسبش را در دریا تاخت می دهد گفت کاش من هم می توانستم با ایلحان همچین تجربه ای داشته باشم و من هم خواستم که این شرایط را تجربه کند. بله این احساس و خواسته واقعی علی بود که شما در فیلم دیدید. مونولوگ علی هم دقیقا مال خودش بود وقتی که گفت «هیچ وقت در خواب هم نمی دیدیم که یه روز بتونم با ایلحان تو دریا به گشت بروم.»

 

*حدودا چند ساعت فیلم داشتید؟

- نمی دانم ولی فیلم هایی که گرفتیم مدت زمان زیادی نداشت. چون من اصولا با شیوه فیلمسازی دوربین روشن مشکل دارم.

 

*فکر می کنم برای فیلمبرداری چنین مستندهایی باید راش های زیادی در اختیار داشته باشید تا صحنه های مورد نظر را بگیرید.

- بله ممکن است اینطور به نظر برسد اما من سعی کردم در عین اینکه یک حادثه را خوب ثبت می کنم، نوع چیدمان دوربین و انتخاب روایت درونی سکانس فیلمبرداری ام را مشخص کنم و به جای اینکه تصویربردار و گروهم را به زحمت بیهوده و اضافه بندازم سعی کنم واقعه را در شرایطی مناسب و استاندارد ثبت کنم و همین باعث شد که حجم زیادی از ثبت تصویرهای بی حاصل از مرحله تصویربرداری فیلم حذف شود. پژوهش قبل از فیلمبرداری خیلی در این زمینه به من کمک کرد. من در مرحله پژوهش، نوع روایت فیلم، داستان های فرعی فیلم، نوع فیلمبرداری و چگونگی استفاده خود از لنز را پیدا کردم. به همین دلیل تصویربردار و آهنگساز از مرحله پژوهش با من همراه شدند. سامان لطفیان تصویربردار فیلم در چند سفر پژوهشی با من بود اما متاسفانه پژوهش چنین فیلم هایی با اینکه پوست فیلمساز را می کند، هیچ گاه دیده نمی شود.

 

* می توانید درباره هزینه فیلمتان هم توضیح دهید؟

- ترجیح می دهم در این باره حرفی نزنم، چون معمولا قراردادهای حقوقی مسایلی هستند که مطرح نمی شوند، اما من مشکلی ندارم اگر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی قرارداد این کار را منتشر کند. فقط همینقدر بگویم که مبلغ این فیلم حدودا با دستمزد آهنگساز این اثر برای یک یک سریال تلوبزیونی برابری می کند. البته این طبیعی است. بضاعت مالی مرکز گسترش کاملا مشخص است و من نمی توانم توقع داشته باشم که بودجه ای بیشتر از حد معمول به فیلمم تعلق گیرد و مرکز گسترش در حد بضاعت خودش خیلی خوب و حرفه ای پشت این فیلم ایستاد اما در کل اگر بخواهم وضعیت بودجه مستندسازی در ایران را توضیح دهم باید بگویم چیزی شبیه شوخی است.

من دورادور افسانه هایی درباره برآورد فیلم «آتلان» شنیده ام، باید تاکید کنم برآورد این فیلم در سطح سایر برآوردهایی بود که همزمان، این فیلم با آنها تصویب شد. فیلم هایی که هزینه تولیدشان خیلی خیلی کمتر از آتلان هم بود.

 

*مستند «آتلان» برای اکران های نوروزی در گروه سینمایی «هنر و تجربه» در نظر گرفته شد. آیا از شرایط اکران راضی هستید؟

- در حال حاضر کل اکران های فیلم «آتلان» در سینما آزادی ۵ سانس است که البته ساعت نمایش فیلم هم ۳ عصر درنظر گرفته شده است. البته این فیلم در پردیس کورش و موزه سینما و خانه هنرمندان هم نمایش دارد که وضعیتش اندکی بهتر از نمایش های سینما آزادی است. قسمت زیادی از مخاطبان این فیلم در استان گلستان هستند اما نام این فیلم هنوز در فهرست کلی فیلم های «هنر و تجربه» در سینمای گلستان قرار نگرفته و دلیل این قضیه آن است که نام فیلم های مستند گروه «هنر و تجربه» به صورت هفتگی به سینماهای شهرستان ها معرفی می شود. همیشه شعار داده شده است که باید سینمای مستند را وارد چرخه اکران کرد. با این نوع نگاه فقیرانه به فیلم های مستند بعید می دانم اتفاق خاصی برای کلیت این سینما بیفتد.

 

*در صورتی که به نظرم  اگر شرایط اکران خوبی برای فیلم «آتلان» مهیا شود مورد استقبال قرار می گیرد حداقل در نقاطی مثل گرگان و میان ترکمن‌ها.

- به نظرم اگر شرایط مساوی در تبلیغات برای «آتلان» وجود داشته باشد، می تواند با بسیاری از فیلم‌های روی پرده رقابت کند. چون فیلمی است که خیلی راحت داستانش را تعریف می کند. من مالک مادی فیلم نیستم اما اهمیت معنوی آن برای من مهم است و شاید بهتر باشد مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در این زمینه اظهار نظر کند و تصمیم بگیرد چون اکران نامناسب یک فیلم ضربه بزرگی به آن خواهد بود.

 

* فکر می کنید در این شیوه از اکران فیلم دیده نمی شود؟

- به نظرم بیشتر به نوعی تعارف شبیه است. ۱۱ فیلم در گروه «هنر و تجربه» در فستیوال فجر انتخاب شد که دو مستند هم در میان آنها وجود داشت. دیدید که این دو مستند میان فیلم های این گروه سینمایی مراسم رونمایی نداشت. چندی پیش و قبل از نوروز مراسمی برای فیلم های اکران نوروزی سینمای ایران برگزار شد. در این مراسم فیلم های گروه «هنر و تجربه» و بقیه فیلم ها به رسانه ها معرفی شد و متاسفانه در این مراسم نام دو فیلم مستند این گروه سینمایی به کلی از این مراسم حذف شد. البته شاید تصمیم گیرندگان دلایل خاص خود را داشته باشند و فکر کنند که سینمای مستند ظرفیت بیشتری ندارد، اما باید فیلم‌ها را خاص تر نگاه کنند و توجه داشته باشند که ظرفیت جذب مخاطب یک فیلم در جذب گیشه چقدر است و بر اساس آن سیاست های اکران خود را مشخص کنند.

ما می گوییم سینمای مستند ما به مرحله ای رسیده است که مثل سینمای مستند بسیاری از کشورها پیشرو است، با استانداردهای دنیا پیش می رود و حرفی برای گفتن دارد. این سینما فقط متکی بر جنجال نیست بلکه متکی بر ساختار و روایت است.

در این سال ها بعضی از مستندهای ما حتی از آثار سینمایی نیز افتخارآفرین تر بوده اند. در کشورهای دیگر هم می بینیم که آثار مستند اکران شده و به اندازه خود می فروشند. هیچ گاه قرار نیست یک فیلم مستند در آمریکا یا هالیوود به اندازه فیلم های باکس آفیس بفروشد هیچ کسی هم چنین توقعی ندارد، نه سینمادار، نه کارگردان و نه مخاطب، من هم این توقع را ندارم بلکه مشکل من اینجاست که ظرفیت واقعی سینمای مستند مورد غفلت واقع می شود.

*من فکر می کنم گروه «هنر و تجربه» باعث شد بعضی از فیلم های سینمای ایران بیشتر به چشم بیایند. شاید بهتر باشد این گروه برای مستندهای این چنینی هم شرایط بهتری را فراهم کند. ضمن اینکه یادمان باشد این تنها فرصت اکران عمومی است که برای مستندهای ایرانی فراهم شده است.

- ببینید گروه «هنر و تجربه» فوق العاده عمل می کند و تلاش این گروه سینمایی بسیار زیاد است. من متوجه زحمات این کارگروه سینمایی که برای تبلیغ و دیده شدن فیلم ها تلاش می کند، هستم. هیچ کس در رویا هم نمی دید که گروهی اینچنین بی چشم داشت برای سینمای هنری ما کار کند و حتی هزینه تبلیغات هر چند اندک  فیلم را در حد و توان خودش بپردازد. اساسا من از اتفاقات رخ داده سخن نمی گویم بلکه درباره اتفاقاتی که رخ نداده است حرف می زنم. انتقادم هم این است که «آتلان» ظرفیتی بیشتر از تک سانس بودن دارد. فیلم «آتلان» و «جایی برای زندگی» که هم اکنون اکران های نوروز را دارند ظرفیت بالاتری از آنچه که در اختیارشان گذاشته شده، دارند. حس می کنم گروه «هنر و تجربه» و شخص آقای علم الهدی این ظرفیت را درک می کنند و حتی برای حمایت از فیلم های مستند تلاش هم می کنند اما مجبورند به خاطر فشار و محدودیت های بعضی سلایق انحصارطلب خیلی آرام و با وسواس عمل کنند و این وسواس باعث خواهد شد خیلی از فیلم ها فدا شوند./مهر

مطالب مرتبط:

اعلام اسامی نامزدهای نمایندگی مجلس در ۴حوزه گلستان

در مراسم تودیع و معارفه شرکت نمی‌کنم / رفتار مدیران استاندار

جشنواره بین‌المللی فرهنگ اقوام ایران زمین در گرگان آغاز به ک

سرمربی ملوان بندرگز: لیگ برتر فوتبال ساحلی را با پیروزی آغاز

ثبت‌نام شش کاندیدای دیگر در روز پنجم از حوزه انتخابیه شرق اس

مبارزه با ملخ مراکشی در ۴ هزار هکتار از اراضی آق‌قلا اجرا شد

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می‌باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند.
نظرات منتشر شده مخاطبین به منزله تایید یا رد آن توسط تورکمن‌نیوز نیست و تنها در جهت رعایت حقوق نظر دهندگان انتشار می‌یابد.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Daevat Be Hamkari

shams01

آخرین خبرها

دعوت به همکاری

Hamkari Daevat02

Agahi Paziresh

bazar banner2

Banner ArzanSara

Banner001

Irandokht

Berenj Jahed

bamdad3

English Lerner

Type Daneshjoei2

 Amlak istanbul

 

NewsGonbad Log

 

Kanal Telgeram